چشمم كه به گنبد منور سيدالشهدا (ع) افتاد در حالي كه دست كوچك امير حسين را در دستم داشتم خطاب به آن حضرت عرض كردم:" من گواه عشق پدرم به شما هستم . خاطرم هست روزي كسي از پدرم پرسيده بود .اسم پسر اول شما محمد حسين ونام پسر دوم تان محمد حسن است. درحالي كه امام حسن (ع) بزرگتر از امام حسين(ع) بودند. اگر قرار بود شما بر اساس نامگذاري اين دو بزرگوار عمل كنيد بايد پسر بزرگتان را محمد حسن و بعدي را محمد حسين اسم مي گذاشتيد. پس چرا اينطور نيست؟ پدرم جواب داد:من به اسم حسين خيلي علاقه داشتم. هميشه دلم ميخواست پسري به نام حسين داشته باشم . وقتي اولين فرزندم پسر شد نام محمد حسين را برايش انتخاب كردم. ترسيدم پس از او ديگر خداوند به من پسر عنايت نكند و داغ اسم حسين به دلم بماند. به همين خاطر اولين پسرم حسين نام گرفت. وقتي بعد از او خداوند به من پسر ديگري عطا فرمود نام دومي را به خاطر علاقه به ائمه محمد حسن نام گذاشتم. "
با مرور اين خاطره در ذهنم به آن حضرت عرض كردم : درست است كه پدرم امروز نيست اما عشق او به شما باعث شد تا من امروز نام حسين را داشته باشم . در حالي كه دست فرزند كوچكم امير حسين را همچنان در دست داشتم باز عرض كردم: اين امير حسين هم شايد دليلي باشد كه من نيز ان شاء الله شما را دوست دارم. بعد از اينكه نام دومين فرزندم را امير حسين گذاشتم بعضي ها به من مي گفتند كه دو اسم حسين در يك خانواده نميتوان گذاشت. نمي شود هم پدر حسين باشد و هم پسر حسين. من به هركسي كه اين حرف را زد در جواب گفتم: شما نمي دانيد نام حسين چقدر لذت بخش است. من اين محبت به حسين (ع) را از والدينم دارم. خيلي دوست داشتم كه نام حسين در خانواده ما بماند.
سپس همراه با هردو فرزندانم يعني عليرضا و امير حسين به داخل حرم امام حسين (ع) رفتيم. داخل حرم كنار ضريح زيباي آن امام همام نشستيم وبراي دقايقي شايد طولاني تنها چشم به مشبك هاي حرم دوختم.درآن مكان بيش از هر جاي ديگر به داشتن نامم يعني محمد حسين افتخار كردم. به فرزند دومم هم يادآوري كردم اينجا متعلق به صاحب اسمت است. شايد فرداي قيامت مارا بخاطر برخورداري از نام زيبا و درخشان حسين مورد عنايت قرار دادند و توفيق يافتيم به بركت اين نام از آتش عذاب گناهان و خطاهاي خود رهايي يابيم. ان شاءالله


