وقتی اسامی نفرات برتر آزمون سراسری سال 72 اعلام شد، یک نام برایم جالب توجه بود.اسمش عجیب و جالب نبود بلکه یک حرکت ارزشمندش باعث شد تا من سرمقاله آن شماره نشریه کیهان علمی برای نوجوانان را به او اختصاص بدهم.این جوان عزیز که اهل یکی از روستاهای زواره اصفهان بود توانست با معدل 90/19 دیپلم بگیرد و در کنکور هم به عنوان نفر اول گروه علوم تجربی را به خود اختصاص دهد.وقتی این جوان با استاندار وقت اصفهان دیدار داشت، آن مقام استان به وی گفته بود شما چه خواسته ای داری که من میتوانم برایت انجام بدهم؟ جوان مورد نظر جواب داده بود: تنها خواهش من این است که مدرسه دوران تحصیلم را بازسازی کنید. من فقط این را از شما میخواهم.
وقتی من این خبر را شنیدم به آن جوان عزیز مباهات کردم. او چیزی خواسته بود که هیچ نفع ظاهری برای خودش نداشت. جوان گفته بود : من در مدرسه ای درس خواندم که از نظر ساختمانی و امکانات در وضعیت مطلوبی نیست. اگر شما اینجا را بازسازی کنید بقیه بچه هایی که ازاین پس در آنجا تحصیل می کنند.واقعا روح انسان باید چقدر بزرگ باشد که خودش سالها تلاش کند و نتیجه بگیرد و درست زمانی که قرار است از او تجلیل کنند این گونه عکس العمل نشان دهد. حیف نیست چنین جوانانی را الگوی سایرین قرار ندهیم؟من امروز اسمش را هم به خاطر ندارم اما کاری را که انجام داد هرگز فراموش نخواهم کرد.
همت بلند دارکه مردان روزگار ازهمت بلند به جایی رسیده اند
چندی قبل برای انجام یک کاری،نیاز به فایل صوتی اذان با صدای زیبا و دلنشین مرحوم موذن زاده اردبیلی داشتم.در اینترنت جستجو کردم تا سرانجام به سایت ستاد اقامه نماز رسیدم. فایل های صوتی متعددی از اذان داشت. از مرحوم موذن زاده 3 نمونه موجود بود. وقتی آمدم آن فایل را دانلود کنم دیدم اجازه نمیدهد و تنها امکان شنیدن وجود دارد و بس.من فایل صوتی مورد نظرم را از یک دوست روی سی دی گرفتم و کارم انجام شد،اما یک سوال برایم پیش آمد. ازخودم پرسیدم این صدای اذان در شبانه روز از شبکه های مختلف رادیو و تلویزیون مرتب پخش میشود و علاوه بر این روی بسیاری از نرم افزارهای اسلامی موجود در بازار هم یافت میشود. پس چرا ستاد اقامه نماز که کارشان تبلیغ نماز و دین مبین اسلام است این امکان را از مخاطبان خود گرفته اند؟ اگر قرار بود من دنبال اطلاعاتی در مورد سایر مذاهب و آیین ها باشم به یقین بهترین ها را در اختیارم قرار میدادند.آنان و صاحبان کالاهای مختلف غیر فرهنگی و غیر اخلاقی برای تبلیغ فعالیت هایشان و جذب مخاطب از هیچ کوششی فروگذار نیستند اما جای بسی تاسف که مبلغان اسلامی در کشور ما فقط مخالف تکثیر میکنند و بس.
در صفحه آخر روزنامه شرق چهارشنبه 10 اسفند مطلبی تحت عنوان"یک فضول در تاکسی "خواندم که مرا یاد خاطره کوتاهی انداخت که برایتان نقل می کنم.
چندی قبل حوالی غروب از محل کارم به سمت منزل میرفتم که در مسیر تاکسی سوار شدم و چون نشستن در صندلی جلو تک نفره بود ترجیح دادم با کیف و وسایلی که همراه داشتم جلو بنشینم.سه نفر خانم که یکی از آنها بزرگتر از بقیه بود هم در صندلی عقب جا گرفتند و راه افتادیم. چون مسیر ترافیک شدیدی داشت و یک راه بندان طولانی در پیش داشتیم ، حدس میزدم حداقل یک ساعت دیرتر از معمول خواهم رسید. دراین فاصله حرف های متعددی میان سرنشینان ردوبدل شد .دو دختر جوان دائم با موبایل حرف میزدند و در باره خریدهایشان توضیح میدادند. هنوز نیمی از راه را نرفته بودیم که موبایل من هم زنگ زد. همسرم بود. من خیلی خلاصه گفتم:"سلام.دارم میآیم. تو راهم. فعلا خدانگهدار."حرفم که تمام شد خانمی که از بقیه سن و سال بیشتری داشت فورا گفت: معلومه که در خانه این آقا مردسالاری است.چون هیچ توضیحی نداد کجاست و چه موقع می رسه.واقعا خوش به حال برخی آقایون. حالا اگه همسر من زنگ بزنه باید سیر تا پیاز را توضیح بدم .حالا معلوم هم نیست که بپذیره. "
من فقط حرف هایش راشنیدم و جوابی هم ندادم. برای من جالب بود که پاسخ کوتاهم به تلفن این تفسیر را در ذهن یک خانم داشت. راستی شما مکالمات مردم با طرف مقابل را چطور تعبیر می کنید؟