تبليغاتX
خاطرات سفرزندگی یک خبرنگار - من مامور شهرداری دستگاه امام حسین (ع) هستم

          مهندس شهرسازی بود و در یکی از مناطق شهرداری تهران کار می کرد.تا محرم چند سال پیش، به جمع عزاداران حسین بن علی(ع) در هیئت حسن بن علی(ع) می پیوست و همراه خادمان در آشپزخانه کار می کرد. آن روز کف آشپزخانه خیلی شلوغ و ریخت و پاش بود. بدون آن که به کسی حرفی بزند، جارو را برداشت و مشغول نظافت شد. یکی از جوان ترها جلو آمد و گفت: آقای مهندس شما بفرمایید بنشینید، الآن خودم جارو می زنم.

          مهندس لبخندی زد و گفت: مگر من مامور شهرداری نیستم. از کار کردن در شهرداری که چیزی نصیب ما نمی شود، حداقل اجازه بده اسم ما را در فهرست ماموران شهرداری سیدالشهدا(ع) بنویسند. از شهرداری آنجا خیلی چیزها نصیب آدم می شود. بعد هم به تمیز کردن و نظافت آشپزخانه ادامه داد. الآن چند سالی است که از او خبری ندارم. اما به هر حال خاطره آن روز او همچنان در ذهنم باقیست.

+ نوشته شده توسط محمدحسین دیزجی در دوشنبه شانزدهم دی 1387 و ساعت 8:10 |